در میان مظالم بشری هیچ چیز به قدر ایراد تعمدی درد و رنج، ناموجه و نابخشودنی نیست و هیچ چیز به اندازهی خوار و خفیف کردن انسانی در بند، توهین به ساحت مشترک بشری محسوب نمیشود.
سازمان عفو بینالملل، ۱۹۸۴
تمامی رژیمهای سرکوبگر استفادهی گسترده از شکنجه را به عنوان اصلیترین و کارسازترین ابزار برای دستیابی به اطلاعات به منظور دستگیری، سرکوب، فروپاشی و نابودی نیروهای سازمانهای مترقی و مبارز و مخالف خود میشناسند. آنچه که رژیم جمهوری اسلامی را از دیگر رژیمهای سرکوبگر دنیا متمایز میکند، تداوم شکنجه، آزار و اذیت و اقدامهای خودسرانه و غیرانسانی بعد از دوران بازجویی و در دوران تحمل کیفر و حتا بعد از آزادی از زندان است. دامنهی اقدامهای سرکوبگرانه تا آنجاست که خانواده و کودکان زندانیان را نیز در بر میگیرد. در نظام جمهوری اسلامی شکنجه در سه مرحله و به سه منظور انجام میگیرد:
۱- برای دست یابی به اطلاعات و تشکیل پرونده (اعتراف نزد بازجو و محافل قضایی رژیم)؛
۲- برای اعتراف به گناه و جرم در برابر جمع ( زندانیان، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و دیگر رسانههای جمعی)؛
۳- توبه و بازگشت به دامان "اسلام" و نشان دادن و اثبات آنچه بر زبان آورده شده از طریق مشارکت در شکنجه، بازجویی، جاسوسی، زدن تیرخلاص و یا همکاری در حلق آویز کردن یاران و دوستان پیشین. برای نیل به چنین اهدافی، انواع شکنجه، آزار و اذیت و اقدامهای خودسرانهی دیگر توسط عوامل رژیم اعمال میشود که پارهای از آنها در اینجا آورده میشوند. در این راه تلاش کردهام تنها به ذکر مواردی بپردازم که به چشم دیدهام و یا در پارهای موارد محدود از چندین منبع موثق شنیدهام و با رعایت دقت و وسواس زیاد آنها را آوردهام. با این همه میدانم که تنها بخشی از واقعیت شکنجه و آزار و اذیت و اقدامهای وحشیانهی روزمره در زندانهای جمهوری اسلامی را عنوان کردهام. نباید از نظر دور داشت که هر یک از موارد شکنجه و آزار و اذیتی که در زیر آمده است، اثرات و عوارض زیانبار جسمی و روحی شدیدی روی قربانی داشته که گاه تا آخر عمر از بین نمیرود.
۱ شکنجه در دوران بازجویی
شایعترین انواع شکنجههایی را که در دوران بازجویی در زندانهای رژیم اعمال میشوند، میتوان به دو دستهی جسمی و روحی تقسیم کرد.
۱-۱ شکنجههای جسمی
۱-۱-۱ کابل زدن و شکنجههای توأم با آن
- زدن کابل در قطرهای گوناگون در مراحل مختلف شکنجه به کف پاها در حالی که کهنهای کثیف یا جوراب در دهان زندانی فرو کردهاند؛
- زدن کابل به پشت کمر و باسن؛
- زدن کابل به سر(حد سر در گوهردشت)، آلت تناسلی؛
- کابل زدن روی پاهای شکنجه شده و بانداژ شده؛
- کشیدن جسم سخت، نوک تیز یا برس سیمی به پاهای شکنجه شده و بی حس شده؛
- اجبار زندانی به بالا و پایین پریدن روی پاهای شکنجه شده؛
- لگد کردن پاهای شکنجه شده با پوتین؛
- قطع عضو زیر کابل، قطع انگشت و ناخن؛
هیچ شکنجهای دردناکتر از زدن کابل به کف پا نیست. در واقع این نوع شکنجه، کارسازترین، وحشیانهترین و شایعترین نوع شکنجه است.
۱-۱-۲- آویزان کردن
- بستن دستها به شکل قپانی و رها کردن زندانی برای ساعتها و روزهای متوالی؛
- ترکیب بستن دست به شیوهی قپانی، خواباندن زندانی روی تخت، نشستن یک بازجو روی دستها و فشار آوردن روی آنها با ضربات کابلی که همزمان از دو سوی به کف پای زندانی زده میشود؛
- آویزان کردن از سقف توام با دستبند قپانی؛
- صلیبی بستن زندانی. در این حالت یک سر طناب به دری که باز و بسته میشد وصل میشود و هر بار با باز و بسته کردن در شکنجهگاه، زندانی به صورت بسیار دردناکی کشیده میشود، بهگونهای که احساس میکند بندهایش از هم جدا میشوند؛
- آویزان کرد فرد از سقف به وسیلهی دستها؛
- آویزان کردن زندانی از سقف به وسیلهی پاها و به صورت وارونه؛
- جوجه کباب، نوعی از بستن زندانی و توأم کردن آن با ضربات کابل(هادی خامنها XE "خامنهای هادی" ی در اتاق ما، خود به دیدن آن اعتراف کرد)؛
- ترکیب آویزان کردن با کابل زدن.
۱-۱-۳- سوزاندن
- داغ کردن؛
- سوزاندن نقاط مختلف بدن با سیگار؛
- سوزاندن با فندک، سوزاندن با نفت و گازوییل و سوزاندن عورت با چوب گازوییلی (نامهی محمود محمدی XE "محمدی" یزدی یکی از نمایندگان منتظری XE "منتظری حسینعلی" در زندانها به خمینی XE "خمینی روحالله" در آبان ۶۶ که در کتاب خاطرات منتظری XE "منتظری حسینعلی" نقل شده است)؛
- روشن کردن شمع زیر بیضهها که از آن به عنوان مراسم جشن تولد یاد میشود (در رابطه با متهمان دادگاه ویژه روحانیت در تهران به کار برده میشد. از یک منبع کاملاً موثق شنیدهام)؛
- سوزاندن با اتو و اجاق برقی.
۱-۱-۴- ضرب و شتم
- توپ فوتبال. چند نفر بازجو زندانی را در میان خود به شکل توپ فوتبال با ضربات مشت و لگد به یکدیگر پاس میدهند؛
- زدن با چوب بیس بال و یا چماق، قنداق تفنگ، سنگ، وزنهی سنگین و زنجیر به نقاط مختلف بدن؛
- شکستن دست و پای زندانی، دنده، از جا در آوردن کتف و...؛
- ضربه زدن با پوتینهای نوکفلزی به ساقپا که منجر به شکستن ساق پا میشود؛
- وارد کردن ضربات محکم از دو طرف به گوش که ارتعاشات زیادی در مغز را باعث میشود؛
- پرتاب کردن از بلندی و پلهها (هنگام بردن فرد به شکنجهگاه ۲۰۹ که در زیرزمین آن واقع بود، غالباً با ضربات مشت و لگد زندانی را از پلهها به سمت پایین پرتاب میکردند)؛
- تمرین ضربات و فنون کاراته و جودو روی زندانیان؛
- نگاه داشتن سر در زیر آب؛
- گرفتن از گیس و مو و کشیدن زندانی به روی زمین؛
- زدن ضربات سیلی به صورت زندانی به وسیلهی دمپایی پلاستیکی
توضیح: هیچ یک از موارد فوق از نظر بازجویان شکنجه و تعزیر محسوب نشده و از آن به "ملیخوری" یاد میشود!
۱-۱-۵- انواع دیگر شکنجه
- استفاده از دستگاه آپولو(بطور گسترده مورد استفاده قرار نمیگرفت)؛ کلاهخودی که بر سر گذاشته میشود تا فریادهای زندانی در زیر شکنجه در گوش او پیچیده شود؛
- گذاشتن سر در کیسهی مخصوص و دادن حالت خفگی به زندانی توأم با ضرب و شتم او؛
- شوک الکتریکی؛
- استفاده از باتوم برقی برای ضرب و شتم افراد؛
- استفاده از دستکشهای برقی که ضرباتش باعث ایجاد شوک در زندانی میشود؛
- بستن وزنهی سنگین به بیضه؛
- قرار دادن بیضهها در یک گوی ویژه که به بیضهها فشار آورده و تولید درد وحشتناکی کرده و باعث بیهوش شدن زندانی میشود؛
- قطره چکان. بستن فرد و چکاندن قطرههای آب روی سر او که در دراز مدت کارساز است(هادی خامنها XE "خامنهای هادی" ی در اتاق ما اعتراف به دیدن آن کرد)؛
- کشیدن ناخن و... (در تهران چندان معمول نبود)؛
- فرو کردن میخ در نقاط مختلف بدن زندانی(در شهرستانها معمول بود.)
۱-۱-۶- تجاوز، تهدید و سوءاستفادهی جنسی
- تجاوز به زنان زندانی توسط بازجویان، حکام شرع، پاسداران و...؛
- سوءاستفادهی جنسی از زنان و دختران زندانی به هنگام بازجویی؛
- اجبار زندانی به لخت شدن به ویژه در مورد زنان؛
- زدن تهمتهای جنسی به افراد، به ویژه زنان؛
- به کاربردن الفاظ رکیک و دادن نسبتهای زشت به زنان هنگام بازجویی؛
- تهدید به تجاوز جنسی به ویژه در رابطه با زنان؛
- تجاوز جنسی مکرر به مردان، به ویژه در مناطق کردنشین به منظور تحقیر، شکستن و گاه برای به همکاری کشاندن آنها؛
- استعمال اشیاء سخت در مقعد مردان به منظور تحقیر آنان؛
- اجبار زندانی به اقرار نسبت به داشتن گناهان و انحرافات جنسی( زنان و مردان)؛
- تهدید فرد نسبت به انتشار اقاریر او در روزنامهها و جراید عمومی کشور.
۱-۱-۷- شکنجه و آزار و اذیت در بهداری
امروزه پزشک موظف است تا آخرین لحظه از محکومان به مرگ پرستاری و مراقبت کند و بدین ترتیب در مقام مأمور آسایش و تسکین دهندهی درد؛ در ردیف کارگزارانی جا گیرد که وظیفهشان پایان بخشیدن به زندگی است. هنگامی که لحظهی اعدام نزدیک است؛ به محکومان داروهای آرام بخش تزریق میشود. اوتوپیای ملاحظه کاری قضایی چنین است: در عین آن که زندگی را از محکوم میگیرد مانع از آن شود که آن را حس کند؛ او را از تمامی حقوقاش محروم کند بدون آن که درد و رنجی به او برساند؛ و کیفرهایی عاری از هرگونه درد بر او تحمیل کند.[1]
کارکردهای این رژیم در تمامی زمینهها قرون وسطایی است و با دستاوردهای بشر سر جنگ و ناسازگاری دارد. در زندانهای رژیم، بهداری، پزشک و کادر پزشکی جزیی از سیستم شکنجه بوده و کارشان تحمیل درد به جسم و روح زندانی است.
- کندن بانداژ روی زخم با شدت هر چه تمامتر توسط بازجو و یا پرسنل بهداری که منجر به کنده شدن پوست و بافت آسیب دیده میشود؛
- عمل جراحی بدون بیهوشی و یا بیحسی موضعی؛
- در اختیار نگذاشتن داروهای مسکن؛
- قطع تزریق داروی مسکن در سرم زندانیِ تحت دیالیز و کسانی که از درد به خود میپیچیدند به دستور بازجو؛
- فرو کردن پنس و جسم تیز در زخمهای ناشی از شکنجه توسط بازجو در بهداری؛
- حضور یافتن بازجویان با انواع و اقسام وسایل شکنجه در بالای تخت بیماران و بررسی وضعیت آنان جهت بردن به شکنجهگاه و انجام تهدیدهای مکرر؛
- اجبار بیماران به کشیدن پتو روی سرشان، تا بازجویان شعبه هفت و ۲۰۹ بتوانند زندانی بیمار مورد نظر را در همان اتاق روی تخت بهداری مورد بازجویی و شکنجه قرار دهند؛
- برای حضور حاکم شرع در بهداری و برگزاری دادگاه در کنار تخت زندانی نیز به همین شکل عمل میشد؛
- کشیدن دندان بدون استفاده از داروی بیحسی؛
- عدم رعایت موازین و اصول پزشکی در درمان زندانیان؛
- تلاش برای درمان مقطعی زندانی به منظور آماده کردن وی برای شکنجهی بیشتر.
۱-۲- شکنجههای روحی:
۱-۲-۱- شکنجهی روحی زندانی در ارتباط با خانواده
- اجبار زندانی به زدن کابل به همسر، بستگان، دوستان نزدیک و...؛
- شکنجه کردن اعضای خانواده در مقابل دیدگان زندانی، شنیدن فریادهای استغاثه آمیز و ملتمسانهی همسر، پدر و مادر، فرزند و... در زیر شکنجه؛
- تهدید به دستگیری اعضای خانواده (اعم از پدر و مادر، همسر و فرزند، خواهر و برادر)؛
- گروگان گرفتن اعضای خانواده؛
- گرسنگی دادن به طفل شیرخوار برای فشار آوردن روی مادر؛
- شکنجه کردن مادر و پدر در مقابل دیدگان فرزند خردسال؛
- دادن اطلاعات نادرست در مورد سرنوشت اعضای خانواده (کشته شدن فرزند و یا اعضای خانواده و...)؛
- مصادرهی اموال و در به در کردن خانواده و یا تهدید به انجام آن.
۱-۲-۲- خرد کردن شخصیت زندانی
- اجبار زندانی به در آوردن صدای حیوانات مانند عرعر کردن، پارس کردن، قارقار کردن و یا صداهای نامفهوم؛
- نشستن روی پشت زندانی و اجبار او به حرکت به شیوهی چهارپایان؛
- مسخره کردن زندانی با شیوههای گوناگون؛
- اجبار زندانی به بر زبان راندن عبارتهای تحقیرآمیزی چون "گه خوردم"، "غلط کردم" و...؛
- اجبار زندانی به انتخاب نوع شکنجه مانند انتخاب نوع و اندازهی کابل مورد استفاده در شکنجه.
۱-۲-۳- اعدام مصنوعی و...
- قرار دادن زندانی در جوخهی اعدام و تیرباران افرادی که در کنار او قرار دارند.
- اجرای نمایشی مراسم دار زدن زندانی، (طناب به دور گردن زندانی انداخته شده و به آهستگی و با احتیاط وی را بالا میکشند. پاها از روی زمین جدا شده و حالت خفگی به زندانی دست میدهد. این عمل چندین بار تکرار میشود)؛
- بردن زندانی به اتاق وصیت و اجبار او به نوشتن وصیتنامه، نوشتن اسم زندانی با ماژیک روی پایش که یکی از مراحل قبل از اعدام است؛
- فراخواندنهای متوالی زندانی در شب به منظور آماده شدن برای اجرای حکم اعدام و منتظر نگاه داشتن وی؛
- تهدید به کشتن و دفن جنازه در محلی نامشخص به گونهای که کسی از سرنوشت زندانی آگاه نشود؛
- خواباندن چندین ساعتهی زندانیان در گودال افراد و تهدید آنان به اعدام(تابستان ۶۰ اوین)؛
- تهدید به اعمال شکنجههای وحشیانه و کشتن زیر شکنجه (با توجه به سوابق امر و تجربیات زندانی، تنها شکل تهدید نداشته است).
۱-۲-۴- اجبار زندانی به دیدن صحنههای دلخراش
- بردن زندانی بر سر جنازهی افراد خانواده، دوستان و رهبران جریانهای سیاسی؛
- بردن زندانیان برای دیدن جنازه در بالای دار، سطل آشغال و...؛
- دار زدن زندانی در مقابل چشمان حیرت زدهی دیگر زندانیان
- بردن زندانیان به صحنههای اعدام و اجبار آنها به شرکت درجوخهی اعدام، زدن تیرخلاص، حمل جنازه، دادن شعار علیه قربانیان و...؛
- نشان دادن پیکر درهم شکسته شدهی فرزند، همسر و بستگان به زندانیان.
- اجبار زندانی به دیدن صحنهی دلخراش اعدام همسر، برادر و ...
۱-۲-۵- چشمبند، سلول انفرادی و...
- استفاده از چشمبند در مراحل دستگیری، بازجویی و شکنجه که گاه تا ماههای متوالی ادامه مییابد؛
- نشاندن زندانی پشت در شعبهی بازجویی، شکنجهگاه و راهروها برای ساعتها و روزهای متوالی. گاه این مدت در کمیته مشترک تا ماهها ادامه مییافت؛
- بیدار نگاه داشتن زندانی برای ساعتها و روزهای متوالی؛
- فراخواندنهای متوالی زندانی برای بازجویی در شب؛
- استفاده از سلول انفرادی برای مدتهای متوالی؛
- اجبار زندانی به گوش کردن مصاحبههای افراد درهم شکسته و گاه بحث با آنها؛
- بلاتکلیفی طولانی زیر حکم و یا زیر بازجویی؛
- نداشتن ملاقات با بستگان درجه یک.
۱-۲-۶- شکنجه و آزار و اذیت در دادگاه
- حضور در دادگاه با چشمبند وعدم رویت حاکمشرع در غالب دادگاههای سالهای ۶۰-۶۱؛
- تهدید زندانی به پذیرش کیفرخواست و یا ارجاع دوبارهی پرونده به بازجویی و اعمال دوبارهی شکنجه روی او؛
- صدور حکم تعزیر و شکنجه به خاطر "دروغگویی" در دادگاه و یا عدم پذیرش کیفرخواست؛
- حضور بازجو در دادگاه و تهدید زندانی به پذیرش کیفرخواست؛
- ضرب و شتم زندانی در دادگاه توسط حاکم شرع؛
- برقراری دادگاه در شعبهی بازجویی و در کنار تخت شکنجه (بعد از ۵ مهر در شعبهی هفت)، برقراری دادگاه در بهداری و در کنار بدنهای زخمی و مجروح دیگر بیماران زندانی؛
- اعمال فشار روحی روی زنان زندانی از طریق طرح سؤال در مورد آمادگیشان برای ازدواج با پاسداران و افراد حزباللهی. سوءاستفادههای زیادی به این ترتیب، به ویژه از زندانیان تواب زن در کلیهی مراحل بازجویی، دادگاه و دوران زندان به عمل آمده است؛
- اعمال فشار بر روی زندانیان متمول برای هبه کردن(بخشش) بخشی از اموالشان به دادستانی انقلاب و دولت؛
- تهدید به پذیرش مصاحبه و محکوم کردن گروههای سیاسی؛
- صدور حکم شلاق در کنار محکومیت به زندان.
۲- شکنجه و رفتار وحشیانه پیش از اعدام، به هنگام اعدام و تداوم آن بعد از اعدام
در آیینهای مدرن اعدام تلاش میشود عنصرنمایش و درد از اعدام گرفته شود و مرگ تنها تلاشی باشد برای گرفتن حیات و زندگی از قربانی.
مرگی که بیشتر از یک لحظه طول نکشد، از پیش با هیچ شکنجهای همراه نشود یا آسیبی بر جسد وارد نیاید، اعدامی که بیشتر به زندگی اصابت کند نه به بدن. دیگر از آن مرحلههای طولانییی که در آنها مرگ با وقفههایی حساب شده به تعویق میافتاد و با ضربههایی متوالی تشدید میشد، خبری نبود.[2]
در نظام قضایی جمهوری اسلامی از بدو تأسیس تاکنون، هیچ چیزی مانع از اجرای حکم اعدام نگردیده است، حتا بارداری و بیماری و... برعکس تلاش شده است تا هر چه زودتر حکم اعدام را در مورد قربانی اجرا کنند. چرا که اعدام حکم خداست و حکم خدا نباید روی زمین معطل بماند