گزارشی از برگزاری یادمان هزاران یار اعدامی در تابستان 67
توسط کانون خاوران ، در تورنتو
خسرو خرم دین
به همت کانون خاوران ، روز شنبه 10 سپتامبر برنامه ی زیبایی به یاد هزاران یار اعدامی درتابستان 67 ، در دانشگاه تورنتو برگزار شد که در نوع خود یکی از بهترین برنامه ها یی بود که تاکنون دراین زمینه در تورنتو برگزار شده بود . ورودیه یک شاخه گل تعیین شده بود . ستاره ی سرخ بزرگی روی سن برای گذاشتن گلها روی آن در نظر گرفته شده بود که بسیار زیبا و سمبلیک بود . این ستاره در پایان برنامه غرق گل شده بود .
برنامه شامل دو قسمت بود . قسمت اول به زبان انگلیسی و قسمت دوم به زبان فارسی . اولین ویژگی برنامه ی مذکور که آنرا از برنامه های مشابه در سالهای گذشته متمایز می کرد ، همین انگلیسی بودن بخشی از برنامه بود . دیر یا زود ما ناگزیریم برای روشنگری و یاری گرفتن از افکار عمومی مردم آگاه کشوری که در ان زندگی می کنیم و دعوت آنها به همصدایی به قصد محاکمه ی سران ومسؤلان جمهوری اسلامی ، « در رابطه با کشتار سال 60 ، تابستان 67 و دیگر جنایات این رژیم » با آنها به زبان کشور میزبان سخن بگوییم .
برنامه ساعت 6:45 دقیقه با نمایش فیلم کوتاه و تاثیرگذری از مراسم 11 شهریور امسال در گلزار خاوران ( تهران ) آغاز شد . پس از آن شیرین مهربد ترانه ی یگا نگی را با صدای قوی و دلنشینش اجرا کرد . سپس جان کلارک، سازمانده ائتلاف علیه فقر در انتاریو ، در همدلی و هصدایی با قربانیان تابستان 67 سخن گفت . در قسمت بعد ایرج مصداقی از شاهدان راهروی مرگ ، به زبان انگلیسی از کشتار تابستان 67 گفت و ضمن سخنانش اشاره کرد : 17 سال است که در راهروی مرگ نشسته ام و اگرچه کابوس روزهای کشتار همچنان با من است ، اما این امر موجب کاهش شور زندگی در من نشده است . من از یارانم که دیگر نیستند اما برای زندگی رفتند و از این زاویه نگاه می توانم بگویم مرگ را شکست دادند ، نیرو می گیرم و با شور و امید زندگی می کنم .
بعد از سخنان ایرج ، یحیی خزائینه با نواختن سنتور و فریدون قاسمی بانواختن تنبک ، به شور وحال جلسه افزودند .
آنگاه با رقص زیبای آرام بیات ، قسمت اول برنامه پایان گرفت . مسؤلیت اداره ی بخش انگلیسی برنامه را سحر زرهی به عهده داشت که با تسلط و بخوبی آن را به انجام رساند . در این مقطع نزدیک به 220 نفر در سالن حضور داشتند .
قسمت دوم برنامه که به زبان فارسی بود نیز با فیلم کوتاه و زیبای مراسم 11 شهریور در خاوران آغازشد . پس از آن شیرین ، ترانه ها ی لالایی و یگا نگی را زیبا اجراء کرد . در قسمت بعد ندا عضو کانون خاوران و از شاهدان کشتار 67 ، از خاوران و توطئه ی رژیم برای تخریب آن و ضرورت حفظ آن به عنوان یکی از اسناد جنایت جمهوری اسلامی، بهمین شکلی که هست ، سخن گفت .
در قسمت بعد ایرج مصداقی شعر خواند . شعرهای زندان . و چه زیبا ، که او از دل می خواند . شعر هایی پر از تصاویر بسیار گیرا . شعرهایی که لحظه به لحظه تصاویر آنرا زندگی کرده بود . ایرج می گفت دیگران این شعر ها را سروده اند و او در زندان با سپردن آنها به حافظه از نابودشدنشان جلوگیری کرده و اینک تصمیم دارد در فرصتی مناسب منتشرشان کند . بعضی از شعرهایی که خواند شعر مرسی بودند . یعنی دیگران پس از سرودن در فرصتی مناسب ، آنها را با زدن مرس به دست اورسانده بودند . فقط چند کلمه اما پر از تصویر. این شعرها بسیار موجز و گویا بودند . همان گونه که شعر باید باشد . شعر ناب . در سخترین شرایط ، از دل برآمده بود و بی هیچ تفسیری اگر دل میدادی بر دل می نشست و رها یت نمی کرد . و با چه ریسکی در آن خفان زندان جمهوری اسلامی مرس شده بود . ایرج در حال شعر خواندن از خود بیخود شده بود. گویی دیگر در سالن نبود . در گوهردشت بود و دارد برای یاران و هم بندیانش دراولین سالگرد کشتار 67 شعر می خواند .
به قسمتهایی از شعر طوقی ها که توسط او خوانده شد توجه کنید:
از ساقه های بافته ی کنف
شراب های هفت ساله
قطره قطره ، می چکند
و زمین این عجوزه ی پیر
ذره ذره ، می مکد
...
ما وارثان چه هستیم ؟
جوراب کهنه ای فرو رفته در درد؟
وامانده ساعتی در عبور زمان ؟
یا پیراهنی به رنگ سرخ سحرگهان ؟
...
طوقیان کبود
هنوز بر دارهای جنگلی می رقصیدند
که دارکوبان به دارهاشان نیز دشنه می کوبیدند
...
پس از شعرخوانی ایرج ، دوباره یحیی و فریدون قانون و تنبک نواختند و سپس آرام رقص زیبایی را که بر اساس حرکتهای رقص بختیاری طرح ریزی کرده بود اجراء کرد . حرکت زیبایی که در طول برنامه به چشم می خورد ، حضور دختر خردسالی در حاشیه ی سن بود که به هرکس که روی سن می آمد ، پس از پایان برنامه اش ، شاخه گلی می داد .
در اخرین قسمت برنامه ، شیرین چند ترانه زیبای دیگر اجراء کرد . برنامه ساعت 11 در حالی که بسیاری را تحت تاثیر قرار داده بود به پایان رسید . در این لحظه مسؤل جلسه از جمعیت خواست که هر کس شاخه گلی به یاد آنهمه گلهای پر پر شده با خود از سالن ببرد . وقت آمدن هر کس باشاخه گلی آمده بود و وقت رفتن ، با شاخه گلی دردست می رفت .